تبليغاتX
سلام به وبلاگ (امین شیرازی) خوش آمدید
سلام به وبلاگ (امین شیرازی) خوش آمدید

رويا
ديشب رويائي داشتم:
خواب ديدم بر روي شنها راه مي روم،
با خود خداوند.
و بر روي پرده شب
تمام زندگيم را ، مانند فيلمي ديدم
همانطور که به گذشته ام نگاه مي کردم،
روز به روز از زندگي را،
دو رد پا بر روي پردا ظاهر شد
يکي مال من و ديگري از آن خداوند
راه ادامه يافت تا تمام روزهاي تخصيص يافته خاتمه يافت.
آنگاه ايستادم و به عقب نگاه کردم.
در بعضي جاها فقط يک رد پا وجود داشت...
اتفاقا آن روزها مطابق با سخت ترين روزهاي زندگيم بود،
روزهائي با بزرگرتين رنجها و ترسها و ترديدها و...
آنگاه از او پرسيدم:
خداوندا ! تو به من گفته بودي که در تمام روزهاي زندگي با من خواهي بود
و من پذيرفتم که با تو زندگي کنم
خواهش مي کنم به من بگو چرا در آنروزها مرا تنها گذاشتي...
خداوند پاسخ داد:
فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود
من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت
نه حتي براي لحظه اي
و من چنين نکردم
هنگامي که آنروزها يک ردپا بر روي شنها ديدي
اين من بودم که تو را بر دوش کشيده بودم
ويليام شکسپير

|+| نوشته شده در  84/09/21ساعت 13:26  توسط امین شیرازی  |